هدف پکن از امضای قرارداد با تهران چه بود؟

سند جامع همکاری ایران و چین تنها به بخش اقتصادی مربوط نمی شود چرا که پکن تهران را شریک مهم خود در آسیا می داند و روی آن حساب باز کرده است.

به گزارش پایگاه خبری و اطلاع رسانی “خبرتصویری” به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه دیلی پاکستان در تحلیلی به بررسی امضای سند جامع همکاری های ایران و چین که روز هفتم فروردین ماه در تهران با حضور وزیران خارجه دو کشور به امضا رسید پرداخته و مزایای آن را برای پکن و تهران و همچنین منطقه مورد بررسی قرار داده است.  در این مطلب آمده است:

اسپوتنیک گزارش داد که وزیر امور خارجه چین پس از مراسم امضای قرارداد اظهار داشت که روابط با ایران تحت تأثیر شرایط فعلی نیست و دائمی و استراتژیک خواهد بود زیرا ایران به طور مستقل در مورد روابط خود با سایر کشورها تصمیم می گیرد و مانند برخی از کشورها نیست که نظر خود را  با یک تماس تلفنی تغییر دهد. به نظر می رسد منظور وزیر خارجه چین کشور هند بود که از پروژه خط لوله ایران، پاکستان، هند کنار کشید. اقدامی که آمریکا از هند درخواست کرد تا از این پروژه استراتژیک خارج شود و هزینه ای برای آن نپردازد.

مطلب در ادامه درباره سند جامع همکاری های ایران و چین نوشت: این توافق نامه شامل سرمایه گذاری چینی به ارزش بیش از ۲۸۰ میلیارد دلار در بخش نفت و گاز ایران است؛ به علاوه احیای جاده ابریشم. طبق این سند چین می تواند همه محصولات گازی، نفتی و پتروشیمی ایران را خریداری کند. مشارکت های استراتژیک شکل و ویژگی جدیدی از سیستم روابط بین المللی در حال تکامل را تشکیل می دهد و یک اصل جدید برای تنظیم حیات بین المللی است. مشارکت های استراتژیک نشان دهنده نوعی رابطه خاص است و بنابراین اصلاً منحصر به فرد و جدید نیستند. با این حال ، اگر نگاهی دقیق به اجزای داخلی پدیده مشارکت بیندازیم و عملکردهای متمایز سیاسی ـ خارجی آن را از منظر تغییر بافت ژئواستراتژیک بررسی کنیم، روشن می شود که با پیکربندی مجدد سیستم روابط بین الملل از اوایل دهه ۱۹۹۰ ، مشارکت های استراتژیک تبدیل به یک کلید ضروری برای کنار آمدن با چالشهای بین المللی سیستمی و خاص شده اند.

در مقاله ای آکادمیک تحت عنوان “مشارکت های استراتژیک ، سیاست بین الملل و تئوری IR” ، آندری تیوشکا نوشت که از سال ۱۹۹۳ چین اولین همکاری استراتژیک خود را با برزیل انجام داد و تا سال ۲۰۱۴ نزدیک به ۷۰ مشارکت استراتژیک را ایجاد کرد که بدین ترتیب شبکه ای از پیوندهای استراتژیک واقعاً متفاوت با قدرت های بزرگ و نوظهور و همچنین با سازمانهای بین المللی در سراسر جهان تشکیل شد.

در میان سازمان های بین المللی ، شرکای استراتژیک چین عبارتند از انجمن ملل آسیای جنوب شرقی (ASEAN) ، اتحادیه اروپا (EU) ، اتحادیه آفریقا (AU) ، اتحادیه عرب (AL) و جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (CELAC)

مانند متحدین مشارکت های استراتژیک ذاتاً به مسائل امنیتی مربوط می شوند. تصور هرگونه مشارکت استراتژیک بدون مقابله با تهدیدهای امنیتی دشوار است. پنهان نیست که ایران برای نفس کشیدن در عرصه جهانی به یک شریک و نه یک اتحاد احتیاج دارد؛ در زمانی که این همکاری شکلی استراتژیک به خود گرفته است. از همین رو اکسیژن کمتر برای ایران در نهایت به معنای خفگی برابر برای چین نیز تلقی می شود. استراتژی روشن چین به نفع ایران خواهد بود. وضعیت داخلی ایران تا زمان تبدیل شدن به یک مسئله امنیتی هیچ نگرانی برای چین ایجاد نمی کند.

نظر ناظران منطقه ای درباره همکاری استراتژیک چین ایران چیست؟

کارشناسان منطقه ای بر این باورند که مشارکت استراتژیک ایران چین نه تنها سرمایه گذاری ۴ میلیارد دلاری در منابع نفت و گاز خاورمیانه را تضمین می کند بلکه برای مقابله با تسلط آمریکا در منطقه نیز موثر خواهد بود. ضمن اینکه سند جامع همکاری های ایران و چین فرصت عضویت ایران را در طرح زیرساختی چین یعنی «یک کمربند یک جاده» فراهم می سازد.

ایران معتقد است که حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا دلیل اصلی بی ثباتی منطقه ای است و تلاش های جمعی از طرف های منطقه برای تأمین امنیت منطقه مورد نیاز است. اکنون چین در تنگه هرمز ایستاده است و ایالات متحده و متحدان خاورمیانه ای آن قادر به تصمیم گیری یک جانبه در آینده در خصوص این مکان حساس و مهم از نظر استراتژیک نخواهند بود.

سیدحسن جاوید یکی از دیپلمات های اسبق و با تجربه پاکستان که هم اکنون مدیر مرکز مطالعات چین است و مولف ۷ کتاب در این کشور بوده می گوید: توافقنامه ۲۵ ساله امضا شده توسط چین و ایران یک پیشرفت استراتژیک و تاریخی در سیاست و روابط چین با غرب آسیا و با تأثیرگذاری در خاورمیانه و خلیج فارس است. وی در ادامه با اشاره به سفر وانگ یی به کشورهای منطقه و طرح پنج گانه چین گفت: این اقدام چین قدرت های غربی را از هر روایتی خلع سلاح کرده و آنها را نسبت به منطقه گسترده خاورمیانه بی ربط تر می کند.

ایران و چین هر دو وقت صرف کردند تا این توافق نامه را که جزئیات کمی درباره آن علنی شده است، منعقد کنند. گفته می شود ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری در مدرن سازی پروژه های زیرساختی ، انرژی ، علمی و فناوری ایران به همراه دارد. چین ایران را به عنوان یک کشور اصلی در طرح «یک کمربند یک جاده» می داند.

با ورود استراتژیک چین به غرب آسیا ، این منطقه در حال انتقال به برهه ای دو چندان جالب است. برخلاف قدرت های غربی از جمله ایالات متحده ، چین روابط نزدیک با تمام کشورهای عربی ، ایران و همچنین اسرائیل را حفظ کرده است. از اعتماد و اعتبار گسترده در منطقه برخوردار است. سیاست جنگ های بی پایان ایالات متحده را منزوی کرده و منافع بلند مدت غرب را جبران ناپذیر کرده است.

ایران از کارت های خود به طور هوشمندانه استفاده کرده است. حالا فشارها برای بازگشت به برجام روی ایالات متحده است. انعطاف پذیری بازوهای آمریکا برای بدست آوردن امتیاز از مدت ها قبل از بین رفته است. ایران امتیاز بزرگی برای چین محسوب می شود تا جایگاه خود را در منطقه خلیج فارس که مدت ها تحت سلطه قدرت های غربی و به طور خاص ایالات متحده بوده بدست آورد.

در همین راستا یکی از مقامات پاکستان نیز توافق ایران و چین را در برای منطقه مهم ارزیابی کرده و برای منافع پاکستان نیز مفید ارزیابی کرده است. سناتور مشهد حسین سید معتقد است سند ایران و چین موجب تقویت روابط اقتصادی در منطقه با توجه به پروژه (CPEC) یا پروژه همکاری اقتصادی چین و پاکستان و طرح یک کمربند یک جاده می شود.

«علی سرور نقوی دیپلمات ارشد پاکستانی و مدیراجرایی اندیشکده مطالعات راهبردی بین المللی (CISS) پاکستان نیز گفت: رابطه اقتصادی بین چین و ایران در حال شکل گیری است و به طور گسترده ای در منطقه شکل می گیرد و پیامدهای سیاسی در منطقه دارد و همچنین می تواند بر وضعیت افغانستان نیز تأثیر بگذارد. وی ضمن اظهار نظر در مورد چشم انداز منطقه ای این معامله ، گفت: این سند برای حل مسئله افغانستان ، جایی که چین به همراه روسیه و پاکستان برای صلح میان طالبان و کابل تلاش می کند ، نقش حمایتی ایفا خواهد کرد.

جان دبیلو. گارور، استاد دانشکده روابط بین الملل سم نان در دانشگاه جورجیا و عضو کمیته ملی روابط ایالات متحده و چین است در یادداشتی که در سال ۲۰۱۶ تحت عنوان “چین و ایران: مشارکت نوظهور پس از تحریم نوشت:  نقش چین برای کمک به ایران برای فرار از انزوای عمیق و پیوستن دوباره به اقتصاد جهانی از طریق انعقاد برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) بسیار حیاتی بود و خود را به عنوان داور بین ایالات متحده و ایران در طول مذاکرات ۱ + ۵ معرفی کرد.

پکن به عنوان اولویت اصلی خود را جلوگیری از رویارویی نظامی بین ایران و ایالات متحده ، یا اسرائیل را قرار داده بود ، محاسبه ای که نه تنها برای ایران بلکه برای منافع چین در منطقه نیز فاجعه بار بود. اما دیپلماسی تأثیرگذار چین در مذاکرات ۱ + ۵ نیز با استراتژی طولانی مدت آن برای تهران صورت گرفت. هدف چینی ها این است که به تدریج با ایران به یک مشارکت چند بعدی مبتنی بر درک و اعتماد متقابل دست یابند و در ایران قدرتی بالقوه را بیابند که بتواند به عنوان شریکش در آسیا به ایفای نقش بپردازد.

تحلیل گارور کمک می کند تا بفهمیم چین فقط برای مشارکت استراتژیک یا معامله تجاری به ایران نیامده است بلکه قصد دارد ایران را به عنوان شریک آسیایی خود در نظر بگیرد.

نظر خود را اضافه کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.